‏نمایش پست‌ها با برچسب daily. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب daily. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، آذر ۰۵، ۱۳۸۸

اين تويي

همين چند وقت پيش بود كه وقتي خاطرات مثل باد به ذهنم هجوم مي اوردند كاري كه مي كردم اين بود كه خودمو سفت بگيرم كه باهاش نرم و بعد به خودم مي گفتم هيچي نشده هيچ اتفاقي نيفتاده فقط رفته همين ِ چيزي نكاشتم ِ هيچي روييده نشد
اينجا قلبم تير مي كشيد ...

شنبه، آبان ۱۶، ۱۳۸۸

به همين سادگي

اشكم در اومد وقتي دكتر گفت :بايد دندونمو بكشم .نه واسه دردش ..واسه اينكه يكي از دندوناي خودمو { عضو }از دست مي دادم ..بعد به خودم گفتم :يه دندون جاش مي كارم آره ميشه مثل اولش ..بعد از دكتر پرسيدم :شما دندونم مي كاريد? {ااز اساتيد دانشگاه خودمون بود}گفت :آره ِبا تخفيف اينكه شما دانشجوي پزشكي هستيد ..ميشه نهصد هزار تومان ...
مخم سوت كشيد...به همين سادگي ميشه مثل اولش...

سه‌شنبه، آبان ۱۲، ۱۳۸۸

اگر ايران به جز ويران سرا نيست
من اين ويران سرا را دوست دارم



سيزده آبانتون سبز
اين سيزده آبان 1388 كه داره مياد ...
آدما پتانسيل تبديل شدن به هر چي رو كه بخواين دارن ...آره امروز يكي از دوستام بعد مدت ها ديدم ِ هر بار كه با يه آدم جديد دوست مي شه خيلي تكه هاي خوب يا بد بهش اضافه مي شه ؟
چرا ابرها
هر چه مي گريند
شاد و شاد تر مي شوند ؟
دفتر پرسش ها _نرودا

سه‌شنبه، آبان ۰۵، ۱۳۸۸

عقل

آخرين دندون عقلم داره در مياد
الان آرزو مي كنم يه پيرزن پير بي دندون بودم
در اومدن اين دندون گاهي با گلو درد و درد گوش
علايم عاقل شدن :نمي تونم دهنمو زياد باز كنم
و درد زياد داره